سیاست مثل یک زن است. اگر با تمام وجود دوستش نداشته باشی،
سر از تنت جدا خواهد کرد.
"آدولف هیتلر"
طرح هدفمنمد کرده یارانه ها؟
گزارش ریچارد گلدستون درباره جنایات جنگی در غزه؟
توطئه سعودی ها و کشتار شیعیان یمن؟
یا هیج کدام؟
جواب صحیح گزینه هیچ کدام است. مسئله امروز ما آنگونه که تلویزون هم به خوبی تصویر می کند، ازدواج لیلا خانم است. همان طور که اطلاع دارید مدتی است که خواستگارهای متعددی به عمارت شمس العماره رفت و آمد می کنند و لیلا خانم این بانوی محترم ایرانی که نماد و الگوی شایسته ای برای زنان ایرانی هستند سرگرم بررسی این پیشنهادات و انتخاب یکی از این افراد هستند.
یکی نیست که بگوید این چه بساطی است؟ این چه سریالی است؟ باید فکری کرد، هفتاد میلیون ملت را سرگرم برنامه مزخرفی کرده اند که در آن یک دختر جلف که نه تحصیلاتی دارد نه هنری نه کاری و شغلی و نه اصلا هیچ چیز برجسته و خاصی در او پیدا می شود، هر شب مان با یک مشت چرندیات و قر و پز را به پایان می برد خودش را برای ما و خواستگارهای احمق تر از خودش لوس می کند و این گونه فراموش می کنیم که درد مملکت چیست. آنوقت یک شب هم که یکی از این بازیگران سرشناس زن که همان سوپر استار سینمای وطنی سرکار خانم مهناز افشار باشد با سلام و صلوات می آید به برنامه دو قدم مانده به صبح و در جواب سوالات فریدون جیرانی حتی اسم یک منتقد سینمای ایران را هم نمی داند و آخر سر بعد از یک ساعت زور زدن فکری؟! می گوید امیر قادی!! (منظورش امیر قادری بوده). گند بزنند به این تلویزیون.
طرح هدفمنمد کرده یارانه ها؟
گزارش ریچارد گلدستون درباره جنایات جنگی در غزه؟
توطئه سعودی ها و کشتار شیعیان یمن؟
یا هیج کدام؟
جواب صحیح گزینه هیچ کدام است. مسئله امروز ما آنگونه که تلویزون هم به خوبی تصویر می کند، ازدواج لیلا خانم است. همان طور که اطلاع دارید مدتی است که خواستگارهای متعددی به عمارت شمس العماره رفت و آمد می کنند و لیلا خانم این بانوی محترم ایرانی که نماد و الگوی شایسته ای برای زنان ایرانی هستند سرگرم بررسی این پیشنهادات و انتخاب یکی از این افراد هستند.
یکی نیست که بگوید این چه بساطی است؟ این چه سریالی است؟ باید فکری کرد، هفتاد میلیون ملت را سرگرم برنامه مزخرفی کرده اند که در آن یک دختر جلف که نه تحصیلاتی دارد نه هنری نه کاری و شغلی و نه اصلا هیچ چیز برجسته و خاصی در او پیدا می شود، هر شب مان با یک مشت چرندیات و قر و پز را به پایان می برد خودش را برای ما و خواستگارهای احمق تر از خودش لوس می کند و این گونه فراموش می کنیم که درد مملکت چیست. آنوقت یک شب هم که یکی از این بازیگران سرشناس زن که همان سوپر استار سینمای وطنی سرکار خانم مهناز افشار باشد با سلام و صلوات می آید به برنامه دو قدم مانده به صبح و در جواب سوالات فریدون جیرانی حتی اسم یک منتقد سینمای ایران را هم نمی داند و آخر سر بعد از یک ساعت زور زدن فکری؟! می گوید امیر قادی!! (منظورش امیر قادری بوده). گند بزنند به این تلویزیون.
و آیا هیچ قلبی برای من در این سرزمین خواهد تپید؟
یا هیچ چشمی؛ هیچ مژه ای، نمناک نخواهد شد برای مصیبت هایی که من برای این سرزمین تحمل کرده ام؟
و می پرسم آیا هیچ زمینی، سرزمین من خواهد بود؟
یا در هیچ سرزمینی، زمینی برای من خواهد بود؟
شاید تنها مستطیلی برای یک قبر؟
این ماییم سربازان از پیش جان باخته
برای خانه ای که از آن ما نخواهد بود
این ماییم که رداهایمان، عباهایمان را از تن و عمامه ها را از سر کندیم
به امید لباس هاس نو در سرزمینی نو
لیکن تنها چیزی که نصیبیمان خواهد شد کفن است
و آن شیک ترین لباس مان خواهد بود
شان نزول: فیلم بومی ها/ ساخته رشید بوشارپ/ 2006 فرانسه/ برنده جایزه از جشنواره فیلم کن
اما تاکنون بدین موضوع توجه جدی نشده است که اگر قرار است بدین تمدن گذشته یا انحطاط کنونی بپردازیم چگونه باید سیاست گذاری شود و به کدام مسائل باید پرداخته شود. بهتر نیست به جای آنکه بیهوده در سریال ها و فیلم هامان بکوشیم تا کروی بودن زمین یا قوه جاذبه را به ابوریحان بیرونی و غیاث الدین جمشید کاشانی نسبت دهیم، همان ابن خلدونی را مطرح سازیم که عملا پدر علم جامعه شناسی و از نخستین صاحب نظران علم سیاست است یا بر جایگاه سیاست نامه خواجه نظام الملک تاکید کنیم که البته سند آن محکم است و هیچ نیاز به سند سازی هم ندارد.
به کار معلمی گمارده شدم، تاریخ و جغرافیا و شاید اجتماعی!!
معلمی شغل انبیاست که چون از چوپانی گوسپندان فارغ می شدند، با یک درجه ترفیع به مقام چوپانی انسانها می رسیدند !!
چون دشمنان در رسیدند آنان که داشتند برداشتند و آنان که نداشتند بگذاشتند. اولین مال برداشت تا جان بدر برد و دومین چون مال نداشت جان بگذاشت. اولین چون از زمین بسیار داشت از سرزمین خویش برفت و دومین چون از زمین هیچ نداشت بماند تا از سرزمین خویش دفاع کند.
چون دشمنان بدر شدند و زمین آرام گرفت، باز آنان که مال داشتند از زمین هرچه بود ارزان خریدند و آنان که جان بگذاشتند تا سرزمین را ارزان نفروشند، زمین هاشان همگان بدینان ارزان فروختند تا دنیاشان را به دینار معامله کرده باشند و نه دین و ایمان به دینار.
اینچنین بود که آنان که مال داشتند جان نگه داشتند تا زمین ارزان بازخرند و آنان که مال نداشتند جان بگذاشتند و تا سرزمین ارزان مفروشند!!
جملگی کلام از خودم / شان نزول : آزانس شیشه ای حاتمی کیا
مارتین لوتر در مقابل مجمع ورمس
عباس انسانی در وبلاگ آزاد اندیش به ماجرای بازداشتگاه کهریزک پرداخته است. امروز هم روزنامه ابتکار مطلبی تحلیلی با عنوان "تلخ نگاري از يک جنايت، روايتي تازه از زندان کهريزک" منتشر کرد که به ابعاد مختلف ماجرا پرداخت. شما را به خواندن این دو مطلب دعوت می کنم.
ژاندارک در دادگاه تفتیش عقاید
آن روز که در کوچه و خیابان می جنگیدیم و خون می رفت و جان نیز، شما در کوزه و خم می چرخیدید و خون می خوردید در جام باده.
حالا دیگر چه می گویید؟
" ما را به رندی افسانه کردند، پیران جاهل، شیخان گمراه .... آیین تقوی ما نیز دانیم ، لیکن چه چاره با بخت "
البته برای آنکه حمل بر آنتی فمینیسم نشود می گویم : زوج و فرزند که هم مرد را شامل بشود و هم زن را.
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما سحری م یخورند ...
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط سریال های ماه رموضونو می ببینند.
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط زولوبیا بامیه می خورند !!
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط موقع اطار حلیم می گیرند و با شله زرد می خورند!!!
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما ماه رمضونو دوست دارن!!
بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما ....
تو این بازار تهرانی که ما کار می کنیم (قابل توجه بعضی ها که جنبش دانشجویی رو مرفه !! ، بورژوا زاده !! و بی درد می دانند و نمیدونند که ما طبقه پرولتر تو تعطیلی دانشگاه هم واسه یه لقمه نون سگ دو میزنیم !!!!!)خلاصه ملت کلهم به شغل شریف روزه خواری مشغولند و از این دست مسائل!!
انواع غذا ها در پاساژ های لاله زار سرو میشود.نان بربری در دستان ملت به وفور بین ساعت ۱۲ تا ۱۴ دیده میشود.ملت از خوردن لیموناد و نوشیدنی های خنک امتناع نمی کنند !!
جلساتی به منظور کشیدن همگانی سیگار به میزبانی یکی از مغازه های پاساژ برگزار می شود و الخ !!
ماه رمضان جالبی است .اما چیزی که هست چه روزه بگیرند چه نگیرند همگی در خوردن حلیم زولوبیا بامیه و دیدن سریال های ویژه ماه مبارک شریکند!!
اما از حق نگذریم، این ماه فرصتی برای خیلی ها هم بوده، کسی را دیدم که در خواندن نماز تعلل می کرد ا ما همین ماه رمضان و سحری خوردن های دست جمعی و نماز های جماعت باعث شد که که شروع به خواندن مجدد نماز آنهم به صورت مستمر کند.
خدا به همه توفیق آدم شدن را عطا کند. ما که از همه محتاج تریم.
بقول حسین علی زاده(در کنسرت به تماشای آب های سپید) : تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی.