تبليغاتX
" مرغ سحر "
دردنوشته هاي يك تحکیمی : شما در معرض خطر از دست دادن دين و ايمانتان هستيد!!

سیاست مثل یک زن است. اگر با تمام وجود دوستش نداشته باشی، سر از تنت جدا خواهد کرد.

                                                                                                      "آدولف هیتلر"

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:11  توسط مرغ سحری  | 

صباح!! تو امروز درد بمب های شیمیایی را تحمل می کنی و همسر و فرزندت را که در بمباران غزه از دست داده ای به یاد می آوری. اما دنیا تو را فراموش می کند و گویی که هرگز ذدر اینجا جنگی نبوده است. سرنوشت شما در غزه شاید اینست که به اندازه تمام خیابان ها و شاید کوچه های دنیا شهید دهید تا روزی خیابانهای فرد را با نام زنان و زوج را با کودکانتان نام نهند. احتمالا اشتباهی رخ داده است. کسی چیزی به یاد نمی آورد. انور سادات هرگز به کمپ دیوید نرفته  چه برسد به کنیست اسرائیل. کسی به نام سید عباس موسوی در اتومبیلش بوسیله هلی کوپترهای اسرائیلی هدف قرار نگرفته. کودکی به نام محمد الدوره در آغوش پدرش جان نداده است. اعضای بدن کسی را ندزدیده اند. درهرگز گلدستون گزارشی را به سازمان ملل نبرده است. اما حقیقت این است که شما همه تروریست بوده اید و مردم عراق نیز. و هزاره ای ها و شیعیان افغانستان و ایران نیز و شیعیان پاکستان و یمن نیز و دیوید کلی هم دروغ می گفته که در عراق تسلیحات کشتار جمعی نیست و بوش و بلر دروغ نگفته اند که  ما محور شرارتیم.
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 21:1  توسط مرغ سحری  | 

اشتباهات داوری در فوتبال ایران بویژه تیم تراکتورسازی؟

طرح هدفمنمد کرده یارانه ها؟

گزارش ریچارد گلدستون درباره جنایات جنگی در غزه؟

توطئه سعودی ها و کشتار شیعیان یمن؟

یا هیج کدام؟

جواب صحیح گزینه هیچ کدام است. مسئله امروز ما آنگونه که تلویزون هم به خوبی تصویر می کند، ازدواج لیلا خانم است. همان طور که اطلاع دارید مدتی است که خواستگارهای متعددی به عمارت شمس العماره رفت و آمد می کنند و لیلا خانم این بانوی محترم ایرانی که نماد و الگوی شایسته ای برای زنان ایرانی هستند سرگرم بررسی این پیشنهادات و انتخاب یکی از این افراد هستند.

یکی نیست که بگوید این چه بساطی است؟ این چه سریالی است؟ باید فکری کرد، هفتاد میلیون ملت را سرگرم برنامه مزخرفی کرده اند که در آن یک دختر جلف که نه تحصیلاتی دارد نه هنری نه کاری و شغلی و نه اصلا هیچ چیز برجسته و خاصی در او پیدا می شود، هر شب مان با یک مشت چرندیات و قر و پز را به پایان می برد خودش را برای ما و خواستگارهای احمق تر از خودش لوس می کند و این گونه فراموش می کنیم که درد مملکت چیست. آنوقت یک شب هم که یکی از این بازیگران سرشناس زن که همان سوپر استار سینمای وطنی سرکار خانم مهناز افشار باشد با سلام و صلوات می آید به برنامه دو قدم مانده به صبح و در جواب سوالات فریدون جیرانی حتی اسم یک منتقد سینمای ایران را هم نمی داند و آخر سر بعد از یک ساعت زور زدن فکری؟! می گوید امیر قادی!! (منظورش امیر قادری بوده). گند بزنند به این تلویزیون.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 4:1  توسط مرغ سحری  | 

صباح!! تو امروز درد بمب های شیمیایی را تحمل می کنی و همسر و فرزندت را که در بمباران غزه از دست داده ای به یاد می آوری. اما دنیا تو را فراموش می کند و گویی که هرگز ذدر اینجا جنگی نبوده است. سرنوشت شما در غزه شاید اینست که به اندازه تمام خیابان ها و شاید کوچه های دنیا شهید دهید تا روزی خیابانهای فرد را با نام زنان و زوج را با کودکانتان نام نهند. احتمالا اشتباهی رخ داده است. کسی چیزی به یاد نمی آورد. انور سادات هرگز به کمپ دیوید نرفته  چه برسد به کنیست اسرائیل. کسی به نام سید عباس موسوی در اتومبیلش بوسیله هلی کوپترهای اسرائیلی هدف قرار نگرفته. کودکی به نام محمد الدوره در آغوش پدرش جان نداده است. اعضای بدن کسی را ندزدیده اند. درهرگز گلدستون گزارشی را به سازمان ملل نبرده است. اما حقیقت این است که شما همه تروریست بوده اید و مردم عراق نیز. و هزاره ای ها و شیعیان افغانستان و ایران نیز و شیعیان پاکستان و یمن نیز و دیوید کلی هم دروغ می گفته که در عراق تسلیحات کشتار جمعی نیست و بوش و بلر دروغ نگفته اند که  ما محور شرارتیم.
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 2:0  توسط مرغ سحری  | 

اشتباهات داوری در فوتبال ایران بویژه تیم تراکتورسازی؟

طرح هدفمنمد کرده یارانه ها؟

گزارش ریچارد گلدستون درباره جنایات جنگی در غزه؟

توطئه سعودی ها و کشتار شیعیان یمن؟

یا هیج کدام؟

جواب صحیح گزینه هیچ کدام است. مسئله امروز ما آنگونه که تلویزون هم به خوبی تصویر می کند، ازدواج لیلا خانم است. همان طور که اطلاع دارید مدتی است که خواستگارهای متعددی به عمارت شمس العماره رفت و آمد می کنند و لیلا خانم این بانوی محترم ایرانی که نماد و الگوی شایسته ای برای زنان ایرانی هستند سرگرم بررسی این پیشنهادات و انتخاب یکی از این افراد هستند.

یکی نیست که بگوید این چه بساطی است؟ این چه سریالی است؟ باید فکری کرد، هفتاد میلیون ملت را سرگرم برنامه مزخرفی کرده اند که در آن یک دختر جلف که نه تحصیلاتی دارد نه هنری نه کاری و شغلی و نه اصلا هیچ چیز برجسته و خاصی در او پیدا می شود، هر شب مان با یک مشت چرندیات و قر و پز را به پایان می برد خودش را برای ما و خواستگارهای احمق تر از خودش لوس می کند و این گونه فراموش می کنیم که درد مملکت چیست. آنوقت یک شب هم که یکی از این بازیگران سرشناس زن که همان سوپر استار سینمای وطنی سرکار خانم مهناز افشار باشد با سلام و صلوات می آید به برنامه دو قدم مانده به صبح و در جواب سوالات فریدون جیرانی حتی اسم یک منتقد سینمای ایران را هم نمی داند و آخر سر بعد از یک ساعت زور زدن فکری؟! می گوید امیر قادی!! (منظورش امیر قادری بوده). گند بزنند به این تلویزیون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16:24  توسط مرغ سحری  | 


می اندیشم که آیا هیچ قبری، هیچ سنگی نام مرا به خود خو اهد داشت؟

و آیا هیچ قلبی برای من در این سرزمین خواهد تپید؟

یا هیچ چشمی؛ هیچ مژه ای، نمناک نخواهد شد برای مصیبت هایی که من برای این سرزمین تحمل کرده ام؟

و می پرسم آیا هیچ زمینی، سرزمین من خواهد بود؟

یا در هیچ سرزمینی، زمینی برای من خواهد بود؟

شاید تنها مستطیلی برای یک قبر؟

این ماییم سربازان از پیش جان باخته

برای خانه ای که از آن ما نخواهد بود

این ماییم که رداهایمان، عباهایمان را از تن و عمامه ها را از سر کندیم

به امید لباس هاس نو در سرزمینی نو

لیکن تنها چیزی که نصیبیمان خواهد شد کفن است

و آن شیک ترین لباس مان خواهد بود


شان نزول: فیلم بومی ها/ ساخته رشید بوشارپ/ 2006 فرانسه/ برنده جایزه از جشنواره فیلم کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 13:31  توسط مرغ سحری  | 

"سیاست چیز گُهی است. کار من نیست. تو یک مملکت حسابی سیاست را می‌دهند دست متخصّص، نه دست من و امثال من. ولی ضمناً همه‌مان بچهٔ سیاستیم. با سیاست کاری نداریم، سیاست با ما کار دارد. وقتی هم پایش بیفتد باید حقّش را گذاشت کف دستش. سارتر همین کار را کرد. با سلام و صلوات به ‌آمریکا دعوتش کردند. اولاً یک ربع ساعت بهش در رادیو وقت دادند که حرف بزند. به ‌جای اینکه راجع به ‌ادبیات و فلسفه صحبت بکند، پرید به‌ وضع آمریکا. سیاه‌ها، حق‌کشی، راسیسم."                                                                                                                                                                صادق هدایت
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 11:21  توسط مرغ سحری  | 

سالهاست که دم از تمدن درخشان ایرانی_اسلامی مان در گذشته دور می زنیم بی آنکه ریشه های عقب ماندگی کنونی را بیابیم. روشنفکران و نویسندگانی چند هم بدین مقال پرداخته اند یکی چون صادق زیبا کلام به دوره قاجار برمی گردد و یا سید جواد طباطبایی به عصر صفوی.

اما تاکنون بدین موضوع توجه جدی نشده است که اگر قرار است بدین تمدن گذشته یا انحطاط کنونی بپردازیم چگونه باید سیاست گذاری شود و به کدام مسائل باید پرداخته شود. بهتر نیست به جای آنکه بیهوده در سریال ها و فیلم هامان بکوشیم تا کروی بودن زمین یا قوه جاذبه را به ابوریحان بیرونی و غیاث الدین جمشید کاشانی نسبت دهیم، همان ابن خلدونی را مطرح سازیم که عملا پدر علم جامعه شناسی و از نخستین صاحب نظران علم سیاست است یا بر جایگاه سیاست نامه خواجه نظام الملک تاکید کنیم که البته سند آن محکم است و هیچ نیاز به سند سازی هم ندارد.

دست اندرکاران علمی و فرهنگی ما می بایست الگوهای توسعه علمی کشورهایی چون ژاپن قرن بیستم یا آلمان قرن نوزدهم بیسمارکی و یا چین را در دهه های اخیر پی می گرفتند تا بدانند همه چیز به جایگاه علم و اصلاح نظام آموزش و پرورش و دانشگاه ها بر می گردد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 5:3  توسط مرغ سحری  | 

                                                 

“ ادوارد سعید " روشنفکر برجسته معاصر در حال پرتاب سنگ به سربازان اسرائیلی در مرز جنوب لبنان

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 5:18  توسط مرغ سحری  | 

به کار معلمی گمارده شدم، تاریخ و جغرافیا و شاید اجتماعی!!

معلمی شغل انبیاست که چون از چوپانی گوسپندان فارغ می شدند، با یک درجه ترفیع به مقام چوپانی انسانها می رسیدند !!

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 4:8  توسط مرغ سحری  | 

چون دشمنان در رسیدند آنان که داشتند برداشتند و آنان که نداشتند بگذاشتند. اولین مال برداشت تا جان بدر برد و دومین چون مال نداشت جان بگذاشت. اولین چون از زمین بسیار داشت از سرزمین خویش برفت و دومین چون از زمین هیچ نداشت بماند تا از سرزمین خویش دفاع کند.

چون دشمنان بدر شدند و زمین آرام گرفت، باز آنان که مال داشتند از زمین هرچه بود ارزان خریدند و آنان که جان بگذاشتند تا سرزمین را ارزان نفروشند، زمین هاشان همگان بدینان ارزان فروختند تا دنیاشان را به دینار معامله کرده باشند و نه دین و ایمان به دینار.

اینچنین بود که آنان که مال داشتند جان نگه داشتند تا زمین ارزان بازخرند و آنان که مال نداشتند جان بگذاشتند و تا سرزمین ارزان مفروشند!!

جملگی کلام از خودم / شان نزول : آزانس شیشه ای حاتمی کیا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 10:0  توسط مرغ سحری  | 

"من اینجا ایستاده ام. کار دیگری از من ساخته نیست، کاش خداوند مرا یاری کند"

                                                           مارتین لوتر در مقابل مجمع ورمس

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:14  توسط مرغ سحری  | 

عباس انسانی در وبلاگ آزاد اندیش به ماجرای بازداشتگاه کهریزک پرداخته است. امروز هم روزنامه ابتکار مطلبی تحلیلی با عنوان "تلخ نگاري از يک جنايت، روايتي تازه از زندان کهريزک" منتشر کرد که به ابعاد مختلف ماجرا پرداخت. شما را به خواندن این دو مطلب دعوت می کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 18:57  توسط مرغ سحری  | 

"اگر مورد عنایت خاص خداوند نیستم خداوند مرا مورد عنایت خود قرار دهد و اگر هستم این مقام را برایم حفظ کند. اگر می‌دانستم که خداوند به من لطفی ندارد غمگین‌ترین موجود روی زمین بودم."

                                                                     ژاندارک در دادگاه تفتیش عقاید

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 2:19  توسط مرغ سحری  | 

آن روز که در کوچه و خیابان می جنگیدیم و خون می رفت و جان نیز، شما در کوزه و خم می چرخیدید و خون می خوردید در جام باده.

حالا دیگر چه می گویید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:7  توسط مرغ سحری  | 

" ما را به رندی افسانه کردند، پیران جاهل، شیخان گمراه .... آیین تقوی ما نیز دانیم ، لیکن چه چاره با بخت "


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 13:26  توسط مرغ سحری  | 

من به مثلث "زر, زور, تزویر" شریعتی, دو بعد دیگر می افزایم: زن و فرزند

البته برای آنکه حمل بر آنتی فمینیسم نشود می گویم : زوج و فرزند که هم مرد را شامل بشود و هم زن را.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:20  توسط مرغ سحری  | 

بعضی ها تو ماه رمضون فقط روزه می گیرند.

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما سحری م یخورند ...

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط سریال های ماه رموضونو می ببینند.

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط  زولوبیا بامیه می خورند !!

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، فقط موقع اطار حلیم می گیرند و با شله زرد می خورند!!!

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما ماه رمضونو دوست دارن!!

بعضی ها تو ماه رمضون روزه نمی گیرند ، اما ....

تو این بازار تهرانی که ما کار می کنیم (قابل توجه بعضی ها که جنبش دانشجویی رو مرفه !! ، بورژوا زاده !! و بی درد می دانند و نمیدونند که ما طبقه پرولتر تو تعطیلی دانشگاه هم واسه یه لقمه نون سگ دو میزنیم !!!!!)خلاصه ملت کلهم به شغل شریف روزه خواری مشغولند و از این دست مسائل!!

انواع غذا ها در پاساژ های لاله زار سرو میشود.نان بربری در دستان ملت به وفور بین ساعت ۱۲ تا ۱۴ دیده میشود.ملت از خوردن لیموناد و نوشیدنی های خنک امتناع نمی کنند !!

جلساتی به منظور کشیدن همگانی سیگار به میزبانی یکی از مغازه های پاساژ برگزار می شود و الخ !!

ماه رمضان جالبی است .اما چیزی که هست چه روزه بگیرند چه نگیرند همگی در خوردن حلیم  زولوبیا بامیه و دیدن سریال های ویژه ماه مبارک شریکند!!

اما از حق نگذریم، این ماه فرصتی برای خیلی ها هم بوده، کسی را دیدم که در خواندن نماز تعلل می کرد ا ما همین ماه رمضان و سحری خوردن های دست جمعی و نماز های جماعت باعث شد که که شروع به خواندن مجدد نماز آنهم به صورت مستمر کند.

خدا به همه توفیق آدم شدن را عطا کند. ما که از همه محتاج تریم.

بقول حسین علی زاده(در کنسرت به تماشای آب های سپید) : تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:14  توسط مرغ سحری  | 

امروز در این شهر چومن یاری نیست
آورده به بازار و خریداری نیست
آنکس که خریدار بدو رایم نیست
وانکس که بدو رای خریدارم نیست

1-اینجانب جنبش متولد یکی از شهرهای کویری اصفهان بوده و هیچ نسبتی با مناطق خوش نشین ، ییلاقی و خوش آب و هوا ندارم. در ضمن مدت دو سال است که ساکن تهران گردیده ام اما به جز چند مورد زیر هرگز دورز و بر بالا شهر نرفته و نمیروم ، مگر دو بار بازدید از جمکران و کاخ سعدآباد و امامزاده صالح ویک بار هم ساختمان دانشگاه آزاد در پاسداران.

کلا خط قرمز ما میدان ونک است، از آنجا بالا تر نمیرویم !!

2- اینجانب فرزند یک معلم قران و ادبیات بوده و هیچ گونه ارتباط خانوادگی با اقشار متنفذ و قدرتمند و مافیا و از این دست مسائل نداشته و ندارم.تنها لازم بذکر است کمه پدر بزرگ مادری اینجانب از سادات طباطبایی وبه اصطلاح ارباب و خان بوده وی خوشبختانه یا بدبختانه هیچ ارثی از ایشان به ما نرسیده و آنچه که باید برسد در هاله ای از ابهام قرار دارد!!

3-اینجانب هرگز اصلاح طلب (به معنای دوم خردادی) نبوده و نیستم.هرچند که این امر گناه محسوب نمیشود.هرگونه شائبه اتهام با جبهه مشارکت و موارد مشابه در حکم مصداق باطل همین امر است.

4- ریا نباشد بنده مقلد مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی بوده و هستم .این را از این جهت عرض کردم که مدت 6 سال پیش در دهات مان (که ان شاء الله ویران باد!!) شایعه کردند که بنده مقلد آقای منتظری هستم.

بنده با آدمهای ساده لوح هیچ میانه ای ندارم .ایشان هم هرچند درجه اجتهاد داشته و احتمالا جایگاه علمی خود را دارند ولی برای خودشان و اهل بیت محترمشان و همچنین دوستان دوم خردادی(بعضا) محترمند .

ضمنا لازم به ذکر است که بنده کلا هیچ نظر مثبتی درباره نجف آباد ندارم (اهالی محترم آنجا ما را ببخشند).هرکس نیاز به توضیح دارد به خودم مراجعه یا مکاتبه کنم تا آنروی سکه را توضیح دهم.

ضمنا آن اقای بی شرمی که این مسئله را شایعه کرد، توسط ابوی محترم اینجانب به سزای اعمال ننگینش رسید ،چرا که پدرم در حضور جمع کثیری از خلق الله تشنه حقایق، آمار اجداد پدر و مادری ایشان را که روز ها مسلمان (نما) و شسب ها بهایی بودند ارائه دادند تا یارو حساب کارش را بکند!!

5- بنده هیچ ادعای اصول گرایی ،جناح راست ، مسجدی بودن ، حزب اللهی بودن و کلا هرچیزی که برای این جماعت فرصت طلب نکته مثبتی حساب شود ندارم.

اما به علاقه و اعتقاد به انجمن اسلامی دانشجویان (اسلام به معنای واقعی کلمه) ، تشیع علوی ، اعتقاد به شهدا و راه امام (ره) و البته مهمتر از همهع انقلاب اسلامی و حکومت دینی افتخار میکنم. بابت اینها هم همه جور هزینه ای میدهم به هیبچ کس هم مربوط نیست.هر کس از ما بهتر است و اعتقاد محکمتری دارد بیاید جای مکا بنشیند ! البته من جا و مکان خاصی ندارم مگر همین وبلاگ !

گر تو بهتر میزنی بستان بزن !!

6- هیچ گونه ارتباطی با طبقه سرمایه داری اعم از بورژوازی ،خرده بورژوازی و کمپرادور نداشته و ندارمو ضمنا انتساب خود را به طبقه کارگر و پرولتاریا رد نمیکنم ! چراکه مدت دو سال است که در مواقع فراغت از تحصیل در بازار تهران به عنوان کارگر مشغول بهخ کار هستم و درد این طبقه را به خوبی چشیده ام .

7- خشکه مذهب نیستم .در اتاق ما هم سه تار من هست و هم سنتور هم اتاقیم. اما همان جا جلسه قران و تفسیر هم برگزار میکنیم.

8-اگر اصول گرایی شامل امثال باهنر و عسگر اولادی و حتی احمد توکلی می شود بنده دشمن درجه یک اصول گرایی هستم !!

9- به آرا و اندیشه های دکتر افروغ بسیار علاقه مندم.آثار چهره ای چون دکتر سید جواد طباطبایی را هم تعقیب میکنم هرچند که به اعتراف خود یک لیبرال صریح اللهجه است.

10-اصلا ادعای روشنفکری ندارم !!

اصولا در اتاق ما لفظ روشنفکر در مورد کسی بکار میرود که پس از ساعتها قطعی آب خوابگاه به دستشویی برود و سری آسوده سازد.

11-به تاریخ و جامعه شناسی علاقه بسیار دارم ،قصد مطالعه فراگیر فلسفه را هم دارم ،از فردید و بالطبع هایدگر خوشم می آید .به شریعتی عشق می ورزم و آراء نظریه پردارزان انقلاب شهید مطهری و شهید بهشتی را الگوی فکری خود میدانم ،هرچند که عده ای اینها را در تضاد با هم قرار دهند.

هر کس نمیتواند ببیند میتواند برود و بمیرد!!

12- به موسیقی ایرانی چه مقامی و چه سنتی علاقه وافر دارم .علیرضا قربانی و بسطامی را میپسندم.همه آثار استاد شجریان را دارم و بارها و بارها گوش داده ام بویژه نوامرکب خوانی را .

محسن نامجو زیاد گوش میدهم .از اشعارش صدایش و بسیاری آهنگ هایش لذت میبرم.البته از اکثر آهنگهای راک اش حظی نمی برم.

12_از آدم هایی که مرتبا کلمات هرمنوتیک و نوستالژیک را تکرار میکننند خوشم می آید چون اهل حال گیری هستم و حالشان را راه براه میگیرم !!

13_ مدتی است که عده ای دنبال این هستند که مرا ضد ولایت فقیه جلوه دهند.بگذارید خوش باشند .آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

مدتی است که به این نتیجه رسیدم که در دانشگاه ما آمار خالی بندی رو به افزایش است و برخی که توهم نخبگی دارند شدیدا می بندند!!

بخصوص در چند مورد اخیر:

1- در جریان تجمع آبان ماه دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان یک نفر با حضور در جلسه ریاست دانشگاه با شورای تجمع کنندگان (برعکس آن صحیح است) مدعی شد پدرش پرفسور ص در آستانه انتخاب به عنوان وزیر کشور است!!

البته با توجه به اینکه صادق محصولی مورد نظر احمدی نژاد بود و نسبتی هم با ایشان نداشت عمق فاجعه درک میشود!

2- بگذریم از خالی بندی های برخی افراد و دوستان در تمام زمینه ها ی فرهنگی هنری ورزشی سیاسی تاریخی و اقتصادی!!

از این رو بنده در راستای مبارزه با اپیدمی و شفاف سازی هرچه بیشتر خویش لازم میدانم مواردی را به اطلاع دوستان برسانم .

این مطالب صرفا برای آگاهی و تنبیه و تنبه آقایان خالی بند و احیانا فضول مطرح شده و البته ارزشهای دیگری هم دارد. مثلا آقای شمس دبیر کمیته انضباطی هم میتواند آنها را پرینت بگیرد و لای پرونده من بگذارد!!

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ


پیوندها
دکتر علی شریعتی
شهید مظلوم دکتر بهشتی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید دکتر مصطفی چمران
دکتر سید احمد فردید (ره)
دكتر عماد افروغ
دفتر تحکیم وحدت
جنبش عدالتخواه دانشجویی
انجمن جامعه شناسی ایران
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی
پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی


انجمن اسلامی ها
مهدی عباسی مهر / دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
آزاد اندیش: عباس انسانی / دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت
دبیر فرهنگی دفتر تحکیم وحدت
هاشمی دیروز و امروز
تارنگار علی خضریان
محمد علی بیگی: به كجا


وبلاگ نویسان
ساغر ملکوت
وبلاگ : آيينه
محسن رنجبر : روزمرگي ها
سید مصطفی آهنگر ها
آقا!بیا بخاطر باران ظهور کن
دو طرفدار دکتر علی شریعتی


لینک های ادب و هنر
گروه موسیقی مستان_ همای
دلخوش به سکوتم : عاشقانه ها


مقالات پر بازدید
پاسخ به جناب آرمان (قسمت اول)
پاسخ جناب آرمان
پاسخ با تاخیر یک ماهه به آرمان
کل مقالات پر بازدید


برگزیده مقالات دوستان

جنبش دانشجويي يا نرم‌افزاري
کل مقالات پر بازدید


آرشیو موضوعی

مقالات تاریخی
جنبش دانشجویی - مقالات میزگردها و سخنرانی ها
دست نوشته های یک انجمنی
طنزنوشته - داستان خرها
طنز نوشته - خاطرات یک مسئول
شعر و داستان و ادبیات
مناظره با دوستان تحکیمی


نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
مهر 1384




  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM